به گزارش خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، سبحان محمدی دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران طی یادداشتی درباره اقدام آمریکا برای به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بلندی‌های جولان نوشت: بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، سابقا بر این اعتقاد بودند که عنصر ژئوپلیتیک در سیاست خارجی آمریکا در دوره دونالد ترامپ جایگاه و اهمیتی ندارد. اما این مفروضه در خاورمیانه منتقدان جدی دارد.

مدتی پیش، با به رسمیت شناختن بیت المقدس ( بخش شرقی اشغالی این شهر ) به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و حالا؛ بلندی های جولان توسط ترامپ به عنوان بخشی از آن رژیم، فقط با منطق « ایالات متحده اسرائیل! ! !» قابل توجیه است و نشان دهنده ظهور نوعی تغییرات ژئوپلیتیک سیاسی مبتنی بر قدرت لابی‌گری است.

در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ میان کشورهای عربی و اسرائیل، منطقه بلندی‌های جولان ( این ارتفاعات از دیدگاه نظامی ، به دلیل اِشراف بر مناطق و شهرهای مهم سوریه و اسرائیل و همچنین منابع آبی مانند دریاچه طبریه، دارای ژئوپلیتیکی راهبردی است ) در کنار دیگر مناطق اشغالی مانند بخش غربی رود اردن و صحرای سینا در مصر ، به اشغال اسرائیل درآمد.

در همان سال شورای امنیت سازمان ملل طی قطعنامه ۲۴۲، خواستار عقب نشینی اسرائیل از این مناطق و بازگشت به پشت مرزهای ۱۹۶۷ شد. اما نه تنها این قطعنامه سبب تمکین رژیم صهیونیستی از قوانین بین المللی نشد بلکه در ۱۹۸۱ رسما این رژیم، بلندی‌های جولان را به خاک خود ضمیمه کرد.

قطعنامه ۴۹۷ در همان سال بار دیگر حاکمیت مبتنی بر اشغال اسرائیل بر جولان و انضمام آن را محکوم کرد و باعث شد کشورهای عضو سازمان ملل، حاکمیت اسرائیل را به رسمیت نشناسند. روندی که تا چندی پیش ادامه داشت.( در ارتباط با اشغال بخش شرقی بیت المقدس هم ، قطعنامه ۴۷۸ شورای امنیت که در اوت ۱۹۸۰ به تصویب رسید ، الحاق این منطقه به اسرائیل را غیرقانونی می‌داند )

برای بررسی بیشتر و علت این اقدام ترامپ ، باید بر روی یکسری از اهداف رژیم صهیونیستی و تصمیمات گذشته آمریکا در سوریه تمرکز کنیم.

اولا ، در سال ۲۰۱۶ و با آزادسازی منطقه داریا در جنوب غربی دمشق ، ارتش سوریه به سمت جبهه شمال تغییر راهبرد داد . این منطقه به دلیل فاصله کمی که با دمشق و مراکز مهم سیاسی – نظامی داشت مانع از تمرکز موثر ارتش سوریه در جنگ علیه تروریست‌ها در مناطق دیگر می‌شد.

اما نکته مهم تر اینکه داریا در استان ریف دمشق و در نزدیکی بلندی‌های جولان قرار دارد و تا پیش از این گروه‌هایی مانند جیش‌الاسلام منطقه حائلی میان ارتش سوریه و جبهه مقاومت با جولان به وجود آورده بودند. اما با آزادسازی این منطقه، اسرائیل نگران نزدیکی جبهه مقاومت به مرزهایش شد. ثانیا؛ آمریکا در سال گذشته به یکباره از تصمیم خود برای خروج ۲۰۰۰ نظامی‌اش از سوریه پرده برداشت.

نیرو های آمریکایی در مناطق شمال شرقی سوریه و با هدف حمایت از کردها مستقر شدند. حضور آمریکایی‌ها در منطقه " ماسه و مرگ "، فارغ از فشار بیشتر بر دولت سوریه و تاثیر بر آینده سیاسی آن، تغییر توازن به نفع امنیت اسرائیل را منجر می‌شد. حال با این تصمیم در درجه اول امنیت اسرائیل به مخاطره می‌افتاد.

در نتیجه تکاپو نتانیاهو برای جبران این خلاء و دستیابی به تضمین امنیتی از سوی واشنگتن پس از خروج آمریکا از سوریه ، در دسامبر۲۰۱۸ او طی گفت‌وگویی با ترامپ اعلام کرد که آنها راه های دیگری برای ادامه تاثیرگذاری بر منطقه دارند. حالا با گذشت زمان مشخص شد که یکی از راه های جایگزین آنها ، به رسمیت شناختن حاکمیت نامشروع رژیم صهیونیستی بر جولان اشغالی است.

ثالثا باید به تحولات سیاسی داخلی این رژیم هم توجه داشته باشیم. در حوزه امنیتی، سال گذشته که میان لیبرمن ، وزیر دفاع اسرائیل و نتانیاهو بر سر موضوع آتش‌بس در نوار غزه (در پی اقدام موفق حماس در پاسخ راکتی به حملات رژیم صهیونیستی) اختلاف نظر به وجود آمد و در نهایت به استعفای لیبرمن انجامید ( نتانیاهو به آتش بس با غزه تمایل داشت و مقامات امنیتی این رژیم استدلال کردند که عدم آتش بس، اسرائیل را از هدف اصلی خود یعنی دور ساختن و تضعیف ایران در سوریه ، دور می‌کند).

مضاف بر آن این استعفا کابینه ائتلافی نتانیاهو را با بحران مواجه کرد و موضوع انتخابات زودهنگام را در حالی مطرح کرد که نظرسنجی‌ها نشان از بی‌اعتمادی ساکنان سرزمین‌های اشغالی به مدیریت بحران دولت داشت.

با وصف این شرایط ، نزدیک‌تر شدن بیشتر اسرائیل و آمریکا در خصوص مواضع منطقه‌ای مانند آینده جولان، می تواند جایگاه نتانیاهو را در داخل و پیش از برگزاری انتخابات زودهنگام به عنوان هم پیمان در مدار آمریکا و حفظ نگاه اولویت امنیتی در دولت آینده او که قطعا برای رای‌دهندگان حفظ این نگاه حائز اهمیت است، را تقویت کند.

انتهای پیام/

منبع